العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

259

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

بزرگداشت و احترام و اظهار مقام و عظمت آنها است . دوم تفويض در امر دين است اين نيز دو احتمال دارد . 1 - اينكه خدا به پيامبر و ائمه اختيار داده هر چه را بخواهند حلال كنند و هر چه بخواهند حرام نمايند بدون وحى و الهام يا اينكه تغيير دهند آنچه به آنها وحى شده برأى و نظر خودشان اين معنى باطل است و هيچ عاقلى چنين مطلبى را نمىپذيرد زيرا پيامبر اكرم انتظار وحى را حتى تا چند روز ميكشيد براى جواب سؤال يك فرد و از نزد خود به او جوابى نميداد خداوند در قرآن ميفرمايد وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى . 2 - اينكه خداوند چون پيامبر را كامل نموده بطورى كه چيزى را اختيار نميكند مگر صلاح باشد و بر دلش خطور نخواهد كرد چيزى كه مخالف خواست خدا باشد در هر باب در اختيار او قرار داده تعيين بعضى از چيزها را از قبيل اضافه نمودن ركعات نماز و تعيين نافله‌ها و روزه و بهره‌مندى جد را از ارث و ساير چيزهائى كه گذشت و خواهد آمد اينها تمام براى آشكار نمودن مقام و موقعيت آنها در نزد خداست و تعيين اين احكام نيز فقط با وحى بوده . اين معنى براى تفويض از نظر عقل اشكالى ندارد و اخبار زيادى دليل بر اين مطلب است كه قبلا گذشت و در بخش فضائل پيامبر اكرم از جلد ششم . و شايد صدوق رحمة اللَّه عليه نيز معنى اول را نفى كرده زيرا در كتاب فقيه مينويسد : خداوند به پيامبر اكرم تفويض نموده امر دين را و اختيار به او نداده كه از حدود خدا تجاوز نمايد او خود نيز روايات زيادى را در كتب خود كه شاهد تفويض است نقل كرده و آن‌ها را تأويل و توجيه ننموده . 3 - تفويض امور خلق به آنها از قبيل سياست و تأديب و تكميل و تعليم آن‌ها و بمردم دستور داده از ايشان اطاعت نمايند در مسائلى كه دوست دارند يا دوست ندارند و در آنچه وجه مصلحت را ميدانند يا نميدانند اين معنى صحيح است بدليل